غلامعلى صفايى

82

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

يعنى اضافه به اسم بعد شده باشد و به همين جهت در آن عمل كند ، مانند : « لا صاحب جود ممقوت » يعنى « نيست هيچ‌كسى كه داراى جود و بخشش است سرزنش شده » و يا رافع باشد ، مانند : « لا حسنا فعله مذموم » يعنى « نيست هيچ‌كسى كه نيكوست كارش مذمت شده » ، در اينجا چون « حسنا » صفت مشبهه است و صفت مشبهه از عوامل مىباشد « فعله » را بنا بر فاعليت رفع داده است ، و يا اسم « لا » ناصب باشد ، مانند : « لا طالعا جبلا حاضر » يعنى « نيست هيچ‌كسى كه بالارونده كوه باشد حاضر » . در اينجا « طالعا » اسم فاعل بوده و « جبلا » را نصب بنا بر مفعول به مىدهد ، و از اين قسم است كه اسم « لا » عمل نصب انجام داده مثال « لا خيرا من زيد عندنا » يعنى « نيست هيچ‌كسى كه بهتر از زيد باشد در نزد ما » در اينجا « من زيد » در محل نصب به واسطه « خيرا » كه افعل تفضيل مىباشد است . بايد دانست كه مراد از كلمه جنس در نام‌گزارى اين كلمه مراد جنس منطقى كه تنها شامل حيوان و . . . نيست بلكه مراد جنس لغوى است كه شامل تمامى كليات مىشود هرچند جنس منطقى نباشد . همان‌طور كه ملاحظه شد « لا » نفى جنس در عمل مانند « إنّ » است لذا ابن مالك مىگويد : عمل « إنّ » اجعل ل « لا » في النكرة * مفردة جائتك أو مكررة فانصب بها مضافا أو مضارعه * و بعد ذاك الخبر اذكر رافعه لكن با « إنّ » از هفت جهت فرق دارند : الأوّل : اين « لا » فقط در نكرات عمل مىكند به خلاف « إنّ » كه هم در نكرات و هم در معارف عمل مىكند . الثاني : اسم « لا » اگر عامل نباشد مبنى است به خلاف اسم « إنّ » كه عدم عامليت ، علت بناى آن نمىشود ، مثل « إنّ زيدا قائم » و شايان ذكر است علماى نحو براى علت بناى اسم « لا » دو وجه گفته‌اند : الف - اسم « لا » در اين موارد متضمن معناى « من » كه دلالت بر معناى استغراق مىكند مىباشد و يكى از علل بناء كلمه شباهت معنوى به حرف مىباشد